تبليغاتX
شب مهتابی
شب مهتابی

...دوستی واقعی تخمین احتیاج دیگران است ... نه اظهار نیاز خویشتن


مي خواي بخندبه من ... اما زوركي نه ...

زورکی نخند عزیزم میدونم اومدی بازی

نمیخوام توی آخرین بازی زندگیت ببازی

خودتو راحت کن و فکر کن که جبران گذشته هاست

از منم میگذری اما با دلت چاله نسازی

اومدی بشکنی بشکن از من ساده چی مونده؟

قبل تو هر کی بوده تمومه تار و پودمو زده سوزونده

تو هم از یکی دیگه سوختی میخوای تلافی باشه

بیا این تو و این دل و باقیه احساسی که مونده

دل ما اونقده پارست موندنش مرگ دوبارست

آسمونه سینه ما خیلی وقته بی ستارست

همینی که باقی مونده واسه دل خوشی تو بشکن

تیکه تیکه هاشو بردن آخرینشم تو بشکن

نمی خوام بگذره عمری خسته شی واسه فریبم

یقتو نمیگیره هیچ کس آخه من اینجا غریبم

بزنو برو عزیزم مثه هرکس که زد و برد

تفلی این دل که همیشه به گناه دیگران مرد

شنبه بیست و پنجم آبان 1387 توسط مسعود |

روزگار ...

دستم به قلم نمیرود

هر روز تا هزار سال جلو میروم و هر بار بار هزار سال را به دوش می‌کشم

میدانی٬

بار دقایق سنگین است ٬ بار روزها و سال‌ها سنگین تر

و از همه سنگین تر ٬ لحظه‌ها

دستم سنگین شده

گوشه گیرم

چشمانم را میبندم و می‌نویسم

از خودم

از تو

از راز

از روزگار

از ابهام جاری نانوشته‌ی لحظه‌ها

چشمانم را که میبندم بردار زمان نیست میشود

قدم زدن در گذشته و آینده برایم چون حرکت دادن نگاه می‌شود روی گذر آب رود

یا مثل شنا کردن ٬ وقتی ضربان قلبت با آب یکسان میشود

چیزهایی میبینم که میترسم

که ناگفتنی‌ند

ظرفم بزرگ شده

انبوهم

نمیدانم تا کی ادامه خواهم داد

میدانی ٬

هیچ چیز خواستنی تر از مطلقِ سکوت نیست

و ترس

تنها معنی سکوت مطلق است

شاید چیزی مثل مرگ .

یکشنبه پنجم آبان 1387 توسط مسعود |



آفتاب را به تو نمي دهم ، تا خرده خرده بشكاني اش ، و از آن هزار ستاره بسازي .
ماه را به تو نمي دهم ، تا بخاطر كوه نور ، درياي مرواريد را انكار كني .
ستاره ها را به تو نمي دهم ، تا بگويي خوشا شب هاي بي مهتاب .
آسمان را به تو مي دهم ، تا نداني كه چه بايد كرد ؟؟؟
blue_sky619619 : Yahoo ID

blue_sky619619@yahoo.com

Designed By ParsTheme