تبليغاتX
شب مهتابی
شب مهتابی

...دوستی واقعی تخمین احتیاج دیگران است ... نه اظهار نیاز خویشتن


چقدر دلم تنگه ...

 

چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو

 نميرسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو

 به ماه خيره مي شوم فقط و گريه مي کنم

دلم که تنگ ميشود براي چشم هاي تو

 و هي مرور ميکنم نگاه اول تو را 

اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو

 تو تاکه پلک مي زني به سجده ميرود دلم

 به پيشگاه اعظم خداي چشم هاي تو

 شبي خراب مي شود حصارهاي فاصله

  و آب مي شود دلم به پاي چشم هاي تو

دوشنبه دهم فروردین 1388 توسط مسعود |

این قطره اشک ...

 

حسن باران اين است كه زميني ست، ولي آسماني شده است

و به امداد زمين مي آيد حسن باران اين است كه مرا ميبرد از خويش به عشق

 و مرا بر ميگرداند از عشق به خويش شعر ميخواند در گوش

 من آرام آرام هيچ ميداني اين قطره كه بر گونه ي زيباي

 تو ريخت از كجا آمده بود؟ از كدام اقيانوس؟ از كجاي عالم؟

 و چه راهي پيموده ست در هوا ابر؟ هيچ ميداني

 اين قطره كه بر گوشه ي لبخند تو ريخت آه و اندوه كدامين ماهي ست

 كه به تور صیاد افتادست؟ اشك لبخند كدامين ماهیست این قطره

یکشنبه نهم فروردین 1388 توسط مسعود |

ملاقات ...

هیچ می دانی تک تک آن ستاره هایی که هر

 شب نگاه خسته اما مشتاقت را به آنها می دوزی و

 آرزو میکنی که کاش می توانستی با دستهایت سهم

 خودت را از آسمان برداری .  اگر تو بخواهی می توانند

 پلکانی شوند و تو را اوج دهند تا ملاقات خدا؟ 

یکشنبه نهم فروردین 1388 توسط مسعود |



آفتاب را به تو نمي دهم ، تا خرده خرده بشكاني اش ، و از آن هزار ستاره بسازي .
ماه را به تو نمي دهم ، تا بخاطر كوه نور ، درياي مرواريد را انكار كني .
ستاره ها را به تو نمي دهم ، تا بگويي خوشا شب هاي بي مهتاب .
آسمان را به تو مي دهم ، تا نداني كه چه بايد كرد ؟؟؟
blue_sky619619 : Yahoo ID

blue_sky619619@yahoo.com

Designed By ParsTheme