تبليغاتX
شب مهتابی
شب مهتابی

...دوستی واقعی تخمین احتیاج دیگران است ... نه اظهار نیاز خویشتن


اشک ...

آیینه/درد/بغض/کمی پیچ و تاب/ اشک 
ظلمت/نگاه/خاطره ی یک سراب / اشک

یک باره انفجار   :  غروری  که  پوچ   شد

 پرسش : چرا شکسته شدی؟یک جواب: اشک

پروانه/شعله/چرخ زدن/ناگهان جنون

 شاعر:نگاه غرقه به خون/شعرناب : اشک

حالا کنار پنجره زل می زند به شب

  اینک طلوع تیره ترین آفتاب : اشک

فریاد می زندکه دگر سوختم بس است

 لا لای لای کودک دردم بخواب اشک !

خاموش می شود که غزلخوان شود سکوت

شاید به این بهانه بگردد مجاب اشک

حالا نفس نفس/نفسش ضجه می زند

خورشید شام بی کسی دل! بتاب اشک !    

خلیل شفیعی

پنجشنبه چهارم تیر 1388 توسط مسعود |



آفتاب را به تو نمي دهم ، تا خرده خرده بشكاني اش ، و از آن هزار ستاره بسازي .
ماه را به تو نمي دهم ، تا بخاطر كوه نور ، درياي مرواريد را انكار كني .
ستاره ها را به تو نمي دهم ، تا بگويي خوشا شب هاي بي مهتاب .
آسمان را به تو مي دهم ، تا نداني كه چه بايد كرد ؟؟؟
blue_sky619619 : Yahoo ID

blue_sky619619@yahoo.com

Designed By ParsTheme